یک توافق جدید با ایران؛ زودتر لطفا!
دورجدید “گریگ پرید“، محقق ارشد مرکز ملی علایق در ایالات متحده.
به گفته فرارو به نقل از اینترنت ملی؛ ؛ همانطور که انتظار می رفت ، دونالد ترامپ برای مدتی سیاست فشار بیشتر علیه ایران را به ویژه در 4 فوریه احیا کرد. سیاستی که یکی از ویژگی های برجسته سیاست خارجی وی در دوره چهار ساله قبلی خود بود. حال سوال این است: اهداف بعدی چیست؟
لازم به ذکر است که وضعیت فعلی با گذشته بسیار متفاوت است. در سال 3 ، دولت ترامپ از تمایل خود برای دستیابی به معامله بهتر با ایران صحبت کرد. باراک اوباما و تیمش در سال 2 توافق نامه با ایران را امضا کردند. توافق نامه ای که ایران کاملاً وفادار بود تا اینکه ایالات متحده را ترک کرد. در آن زمان گفته می شد که دولت ترامپ امیدوار است سیستم سیاسی ایران را تضعیف کند و در نهایت پایه و اساس تغییر آن را فراهم کند.
اولین دولت ترامپ هرگز به طور جدی درگیر مسئله هسته ای ایران نشده است. اکنون ترامپ صریحاً تمایل به پیگیری توافق با ایران را ابراز می کند. وی این موقعیت را در شرایطی بیان می کند که ایالات متحده بارها و بارها از نیاز به کنترل غزه صحبت کرده است. این یک چیز عجیبی است که اکنون این سؤال را مطرح کرده است که شانس دولت جدید ایالات متحده برای دستیابی به توافق با ایران چقدر است؟
اکنون برخی از ارقام و محافل ، مانند نخست وزیر اسرائیل ، بنیامین نتانیاهو ، این تصور را دارند که تحولات در ماه های گذشته در منطقه غرب آسیا باعث شده است که ایران ضعیف شود و اکنون فرصتی واقعی برای برخورد به کشور وجود دارد. البته این ژانر در بین برخی از تحلیلگران آمریکایی نیز وجود دارد. در همین حال ، برخی هشدار داده اند که تشدید فشار علیه ایران می تواند تهران را به سمت گزینه های دیگری مانند سلاح های برنامه هسته ای خود سوق دهد.
از این رو ، به نظر می رسد که دولت ترامپ برای دستیابی به توافق با ایران باید غرور خود را رها کند و اعتراف کند که در سال 2 ، وی با عقب نشینی از توافق نامه کارگزاری اقدامات اشتباهی را انجام داده است. در آن زمان ، مقامات ارشد دولت ترامپ در مورد توافق بهتر صحبت می کردند ، اما آنها همچنین نظم تغییر سیستم سیاسی ایران را به روش های باز و پنهان دنبال کردند. این بار ، اگر دولت ترامپ بخواهد در تعامل با ایران موفق شود ، باید بپذیرد که برنامه هسته ای تهران بسیار قدرتمندتر از سال 2 است. ما دیگر نمی توانیم فرار یک ساله ایران را در نظر بگیریم ، همانطور که در شکل دیدیم توافق نامه کارگزاری ، برای برنامه هسته ای خود.
حتی اگر ایران به سمت ساخت سلاح های هسته ای حرکت نکند ، در آستانه دستیابی به این سلاح ها قرار دارد ، آن را به وزن بازدارنده داده و یک دیدگاه ژئوپلیتیکی برای کشور بوده است. ایالات متحده برای تأیید اینکه ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست ، به شکاف و مانور نیاز دارد. در این راستا ، برخی می گویند که ایران باید از غنی سازی 5 ٪ خود جلوگیری کند و پایه و اساس بازرسی از تسهیلات هسته ای خود را فراتر از آنچه در پروتکل اضافی است فراهم کند.
از طرف دیگر ، بعید است که ایران به راحتی سانتریفیوژهای پیشرفته خود را رها کند ، که به راحتی تولید شده را از سال 2 رها می کند و به ظرفیت های غنی سازی اورانیوم خود می رسد. بنابراین ، اگر واشنگتن بخواهد با رویکرد سال خود در شرایط فعلی با ایران ارتباط برقرار کند ، بسیار اشتباه خواهد بود.
توافق جدید با ایران باید به طور جدی دنبال شود. انتظار می رود اگر مذاکره بین ایران و ایالات متحده برگزار شود ، انتظار می رود که مذاکرات به پایان برسد. زمان در این معادله بسیار مهم است. دونالد ترامپ همچنین نماینده ویژه خود را برای غزه به عنوان نماینده خود در ایران منصوب کرده است. این احتمالاً بدان معنی است که عمل علیه ایران تا پایان فوریه به تعویق می افتد ، هنگامی که مرحله اول تبادل زندانیان بین حماس و اسرائیل به تعویق می افتد. دولت ترامپ قصد دارد مرحله دوم را در نظر بگیرد و سرانجام به آتش بس دائمی برسد.
ویتاکاف یک فرد معقول است. در برخی زمینه های دیگر ، ترامپ از افرادی استفاده کرده است که می تواند او را به سمت اقدامات نه چندان مطلوب سوق دهد. اکنون ایران شدت فعالیت های هسته ای خود را افزایش می دهد و این باعث افزایش فشار در شروع مذاکرات می شود. در همین زمان ، زمان باقی مانده برای شرکای اروپایی برای فعال کردن مکانیسم ماشه علیه ایران در ماه اکتبر به پایان می رسد.
اگر فقط طبل تحریم ها علیه ایران خرد شود و استراتژی مذاکرات جدی در نظر گرفته شود ، نمی توان امیدوار به توافق معتبر با ایران بود. اگر فشار علیه تهران افزایش یابد ، ممکن است کشور نیز روش دیگری داشته باشد. فراتر از همه اینها ، تحلیل های مختلف تضعیف نظامی ایران همه اغراق آمیز است.
این ژانر تجزیه و تحلیل می تواند عواقب فاجعه بار برای ایالات متحده داشته باشد. ایران و محور مقاومت متفقین آن ممکن است دیگر تحت سلطه سوریه نباشند و در سطح منطقه ای با چالش های جدیدی روبرو شوند ، با این حال ، محور مقاومت در منطقه هنوز تعداد زیادی هواپیمای بدون سرنشین و موشک دارد که فعال سازی آنها می تواند چالش های جدی در منطقه باشد بشر برای ایجاد منطقه منطقه. ایران می تواند شرایطی را در منطقه ایجاد کند که در نتیجه ، صادرات بین المللی نفت با مشکلات جدی و قیمت نفت در بازارهای جهانی روبرو است.
این به نفع ایالات متحده و ترامپ است که با ایران به توافق برسندبشر افراد زیادی در واشنگتن یا خارج از ایالات متحده وجود دارند که می خواهند از میزان تنش بین ایران و ایالات متحده استفاده کنند و دولت ترامپ به دنبال تغییر سیستم سیاسی در ایران خواهد بود. دستور کار که صرفاً توانایی های هسته ای ایران و عدم درک این قابلیت ها را تقویت می کند.
ترامپ بهتر است خط مشی “اول ما” را در اولویت قرار دهد و وارد بازی نشود که اسرائیل تعریف نمی کند که می تواند منجر به هزینه های سنگین سیاسی و اقتصادی برای واشنگتن شود.بشر
این دقیقاً برعکس تمام شعارهایی است که ترامپ اخیراً در دوران ترامپ در خاورمیانه ریاست کرده است. ترامپ برای جلوگیری از این سناریو باید هر کاری که می تواند انجام دهد.
