چه عواملی ترامپ را از انتخاب گزینه نظامی علیه ایران بازمیدارد؟
سخت جبر تحلیلگر عراق در سیاست خاورمیانه در آلزابی
به گفته فرارو ، اقتباس شده توسط al -quds al -aarabi ، دونالد ترامپ پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده ، طرح خود را برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران دو برابر کرد. علاوه بر این ، برخی گزارش ها حاکی از آن است که ترامپ پس از ورود به کاخ سفید ، گزینه های نظامی را با دقت بررسی کرد. این ممکن است شامل حمایت از حملات هوایی اسرائیل در مراکز هسته ای ایران و زیرساخت های اصلی باشد.
با این حال ، بعید به نظر می رسد یک حمله بزرگ به امکانات هسته ای ایران انجام شود. قویترین امکانات این است که اسرائیل اقدامات محدودی را انجام می دهد. رویه هایی که یک چارچوب کنترل شده دارند و از تنش های گسترده تر جلوگیری می کنند. از طرف دیگر ، احتمال افزایش تحریم های اقتصادی بسیار زیاد است. ترامپ اخیراً تحریم های جدیدی را علیه ایران تحمیل کرده و تهدید کرده است که دور قبلی تحریم ها را که در اولین ریاست جمهوری وی اجرا شده بود ، از سر بگیرد.
چرا ایالات متحده و اسرائیل به طور مستقیم امکانات هسته ای ایران را هدف قرار نمی دهند؟
چرا ایالات متحده و اسرائیل به طور مستقیم به تسهیلات هسته ای ایران حمله نمی کنند و توانسته اند تحریم های اقتصادی را بدتر کنند؟
اول ، برنامه هسته ای ایران به مرحله ای رسید که به گفته کارشناسان می تواند سلاح های هسته ای تولید کند و در صورت تصمیم سیاسی ، آنها را در مدت زمان کوتاهی اجرا کند. از طرف دیگر ، نه تنها حمله به تأسیسات هسته ای ایران می تواند عواقب شدید زیست محیطی داشته باشد ، بلکه این پیامدها می تواند از مرزهای ایران فراتر رود و در کشورهای همسایه شرکت کند.
ثانیاً ، حملات بزرگ اسرائیل به تسهیلات هسته ای ایران احتمالاً بدون از بین بردن توانایی ایران در بازسازی و بازگرداندن فعالیت های هسته ای آن ، یک تأخیر موقت در تهیه برنامه خواهد بود.
سوم ، مقامات ارشد ایرانی بارها و بارها هشدار داده اند كه در صورت بروز هرگونه حمله ، تمام پایگاه های نظامی آمریكا در منطقه بیش از 5 پایگاه از جمله پایگاه های كشورهای خلیج فارس را از طریق حملات تلافی جویانه هدف قرار می دهند. در این شرایط ، احتمالاً تنش در خاورمیانه به شدت افزایش می یابد و منافع استراتژیک و ایالات متحده در منطقه با چالش های جدی روبرو خواهد شد.
علاوه بر این ، سایر برنامه های دونالد ترامپ در خاورمیانه ، مانند برنامه های آن در غزه و کرانه باختری ، اغلب حاکی از مشروعیت بین المللی و اخلاقی در سطح بین المللی است ، نشان می دهد که احتمال اقدام مستقیم نظامی علیه ایران بسیار اندک است.
اظهارات اخیر ترامپ به مردم ایران گفت: “اسرائیل اگر توافق هسته ای جدید امضا شود” به شما حمله نخواهد کرد “به احتمال زیاد تهدید شفاهی را ایجاد می کند. این یادداشت ها عمدتاً هدف استفاده از تنش روانی در افکار عمومی است و فرصتی اندک برای منجر به رویه های عملی وجود دارد.
چهارم ، در ماه های اخیر ، دوستانه ترین پیام های بین ایران و ایالات متحده کاملاً واضح بوده است. این پیام ها ، به ویژه از طرف اصلاح طلبان ایرانی ، به دولت ترامپ ، نشان می دهد که فشار اقتصادی در حال حاضر به عنوان ابزاری موقت برای شکستن مقاومت در دستور کار قرار دارد. از سوی دیگر ، اظهارات اخیر صادر شده توسط رهبر عالی ایران ، آیت الله علی خامنای ، که مذاکره مستقیم با ایالات متحده را به جای خرد و عزت توصیف کرده است ، در دو هدف اصلی ساخته شده است:
ا. برای حفظ مواضع دقیق تر در طول مذاکرات ، به دولت اصلاح طلب ایران ارسال کنید.
(ب) اعلام موضع دولت ترامپ مبنی بر اینکه ایران عجله ای برای بلند کردن تحریم ها ندارد.
پنجم ، در شرایط فعلی ، دولت ترامپ در سایر نقاط جهان از جمله بحران روسیه و اوکراین با چالش های اساسی روبرو است و با مدیریت این بحران ها سعی در دستیابی به یک راه حل پایدار دارد.
استراتژی هوشمندانه ایران در مدیریت بحران های منطقه ای
واضح است که شیوع درگیری با ایران با اهداف پایین دونالد ترامپ برای کاهش تنش ها و پایان دادن به درگیری در خاورمیانه و سایر مناطق مغایرت دارد. یکی از اصلی ترین موضوعات در این دستور کار ، مسئله فلسطین است. با این حال ، برنامه ترامپ برای حل کل بحران توسط مقاومت فلسطین و کشورهای عربی رد شده است.
از طرف دیگر ، از زمان تأسیس جمهوری اسلامی ، ایران همواره با اتخاذ یک رویکرد واقع بینانه به سیاست محلی و خارجی خود ، به دنبال سوءاستفاده از توانایی های ایدئولوژیک و حمایت گسترده مردمی بوده است. وی با استفاده از برنامه ریزی دقیق ، آماده بود تا با تحولات پیچیده منطقه ای و بین المللی روبرو شود و نقش مهمی در مدیریت بحران ایفا کند. چنین استراتژی توانایی ایران را در مواجهه با چالش ها به شدت افزایش داده و آنها را قادر می سازد تا اعتماد به نفس و اعتماد به نفس بیشتری در لحظات حساس داشته باشند.
جنبش اصلاح طلب در ایران در دوره ای که عراق تحت تحریم های شدید قرار داشت ، قدرت را به دست گرفت و ایالات متحده به رهبری جورج دبلیو بوش در حال اشغال این کشور بود. اما با افزایش مقاومت عراق از نیروهای اشغالگر ، ایران به تدریج به سمت بنیادگرایان تمایل داشت. این تغییر ، با حمایت و راهنمایی رهبران جمهوری اسلامی ، نشان دهنده توانایی سیستم در تطبیق سیاست های محلی و خارجی با تحولات منطقه ای است.
این مدیریت هوشمند برای حفظ منافع استراتژیک ایران فقط یک نکته ضعیف نیست ، بلکه بازتابی از حق طبیعی هر کشوری برای بهره برداری از توانایی ها و قابلیت های آن است. رهبران ایران همیشه در مورد پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری فکر می کردند ، و به نظر می رسد که از طریق روابط ایرانی و برخورد با لابی ها در ایالات متحده ، او درک عمیق تری از سیاست های خود در ترم دوم کسب کرد. آنها به خوبی می دانستند که سیاست های ترامپ در دوره دوم می تواند با دوره اول متفاوت باشد. این پیش بینی های دقیق به ایران اجازه می داد حتی با تحریم های شدید ، یک سیاست واقع گرایانه و محاسبه شده را اتخاذ کند.
قبل از رسیدن دونالد ترامپ به ریاست جمهوری ، ایران سعی کرد با ارسال پیام های دوستانه و اقدامات برای کاهش تنش ، زمینه ای برای بهبود روابط با ایالات متحده فراهم کند. این اقدامات نه تنها در دوران بایدن ، بلکه حتی اگر ریاست جمهوری ترامپ ادامه یابد ، راهی برای کاهش فشار و ایجاد فضایی برای مذاکره در نظر گرفته می شد. در عین حال ، ایران به وضوح پیام هایی را برای نشانگر تصمیم خود ارسال کرده است تا مکان خود را متحد کند و سعی در حفظ نیروی بازدارندگی دارد.
با این حال ، سوال اصلی این است: موضع رسمی رژیم عرب در برابر این تحولات چیست؟ به خصوص در مورد مسئله فلسطین ، که همیشه محور اصلی جهان عرب بوده است. حقیقت تلخ این است که در تحولات فعلی و چشم اندازهای آینده ، هیچ پروژه عربی معادل یا حتی مخالف پروژه های ایرانی ، اسرائیلی یا آمریکایی وجود ندارد. در همین حال ، ترامپ و نتانیاهو با رویکردی نژادپرستانه و توسعه به دنبال آن هستند تا فلسطینی ها را به طور کامل تصفیه کنند و علت فلسطین را از بین ببرند.
