مرور بر اساس

چرا پوتین عاشق ترامپ است؟

تبلیغات بنری

اثاثه قاسم تاواکولی ؛ “شما یک روسی را پیدا می کنید که زیر او یک خال کوبی پیدا می کنید” (ضرب المثل روسی)

یکی از رهبرانی که از آنجا که اینترنت به یک بیماری همه گیر تبدیل می شود ، از جلوی دوربین های تلویزیونی خارج نشده است ، ولادیمیر پوتین است. می توان گفت که در فضای اینترنت میلیون ها عکس ، فیلم و گزارش های خبری از پوتین بیش از دو دهه جمع شده است. پیلنگ ، کامیون های رانندگی ، مخازن رانندگی ، اسب سواری ، رانندگی با موتور سیکلت های سنگین ، ماهیگیری ، اسکی ، تیراندازی ، جودو ، کاراته ، شنا در آبهای یخ زده ، پلنگ ها ، سگ ها ، ببرها ، عقاب ها ، خرس ها و خلاصه ها در همه جا و با هر وسیله یا حیوان شما تصور می کنید پوتین یک عکس دارد.

هیچ رهبری در جهان به همان اندازه برهنه در مقابل دوربین های تلویزیونی نیست ، همه چیز برای چیست؟

در یک کلام “بینی عالی”! یا آنچه در علم روانشناسی سیاسی به عنوان “مگالمانیا” یاد می شود ، عظمت عظمت یک شخصیت نمایشی است که مایل است توسط فاتحان بزرگ تاریخ و چهره ای کاریزماتیک شناخته شود.

دلیل نفرت پوتین از اوباما و بایدن از این واقعیت ناشی می شود که آنها نمی خواستند مستقیماً با پوتین مانند ترامپ صحبت کنند یا وانمود کنند که انگار رمز و راز اوکراین در ید من است.

اوباما و بایدن به دلیل روحیه لیبرال و اقتدارگرایی ، این نیاز بیماری زا برای پوتین را مشاهده و تأیید کردند. پوتین باید مستقیماً در مورد شخصی مانند ترامپ صحبت کند (همه اینها به جهان نگاه می کند) ، به طوری که رسانه ها و میلیون ها مخاطب در سراسر جهان نام پوتین را از قدرتمندترین فرد جهان می شنوند! در حقیقت ، ترامپ می گوید “من به جنگ اوکراین توسط پوتین توسط یک تلفن پایان خواهم داد” بزرگترین دستاورد و حتی پیروزی برای پوتین است. این دقیقاً همان چیزی است که این بیماران روانپزشکی خودشیفتگی و باشکوه به آن احتیاج دارند!

این یک مکمل آلبوم بی پایان عکس و فیلم هایی است که پوتین طی پنج دهه گذشته در افکار عمومی جهان به جا گذاشته است. این نوع توجه توسط شخصی مانند ترامپ در جهان پوتین ترجمه شده است. “به لعنتی نگاه کنید ، من اینجا هستم ، سرنوشت همه چیز هنوز در دست من است! قهرمان واقعی این بازی Zelnski نیست بلکه من ، به من توجه کنید ، نه آن دلقک!”

و ، اما وای بر افرادی که تزار افتخار را نادیده می گیرند یا او را تحقیر می کنند. این می تواند بسیار خطرناک باشد ، تزار کوچک هزینه چنین ظالمانه ای حتی با ریختن خون بی گناه. اوباما و بایدن هرکدام هزینه خونین نادیده گرفتن پوتین را به روشی متفاوت پرداخت کرده اند ، و ترامپ در تلاش است تا به پوتین چه چیزی را برای حل بحران اوکراین بدهد: توجه زیادی و البته یک زمین کوچک در شرق اوکراین!

دروس تاریخ ؛ دایره ای که در آن پوتین تحقیر شد!

ژوئن 2008 (1 ژوئن) هنگامی که رهبران غربی در پاریس برای جشن گرفتن هفتادمین سالگرد پیروزی متفقین در جبهه نرماندی جمع شدند ، پوتین نیز یکی از اجتماعات پر زرق و برق بود. اگرچه او کوتاهتر از فرانسوا اولاند بود ، اما او جیمز کامرون یا باراک اوباما بود و به نظر می رسید قد تقریباً آنجلا مرکل است ، غرور و اعتماد به نفس او بدون شک بلندتر از هر کسی در خانه بود و البته عصبانیت در خانه نهفته است. عمیق قلب او! پوتین ، به عنوان یک مرد خود ساخته که از طبقات پایین سن پترزبورگ برخاست و به رهبری غیرقابل انکار یکی از ابرقدرت های جهان رسیده بود ، با افتخار به هویت روسی کشورش و تاریخ باشکوه کشورش افتخار می کرد و نشان نداد. شادی افکار میهن پرستانه رهبران اتحادیه اروپا.

وی سالها در پایتخت های اروپایی به عنوان افسر اطلاعاتی در پایتخت های اروپایی خدمت می کرد ، با اطلاعات قوی خود ، به خوبی می توانست ترس پنهان از احترام آشکار رهبران اروپایی را احساس کند. ولادیمیر فرزند قدرت بود و فقط قدرت را به رسمیت می شناخت ، بنابراین او در اوج خود هیچ کس جز رئیس جمهور آمریکا ندید و او انتظار چنین توجه به باراک اوباما را داشت ، اما او این کار را نکرد!

در آن روزها ، وزش باد غرور و عظمت در حال سوزاندن قایق پوتین بود ، کشور آن روزانه 5 میلیون بشکه نفت خام جاری می شد و در عین حال بزرگترین فروشنده گاز طبیعی در جهان بود که همه او را به وجود آورد 5 میلیارد دلار ذخایر ارزی. بشر رهبری آن ، با سالانه 5 میلیارد دلار ، تحت تأثیر سرمایه داری مصرف کننده ، پیرمردهایی بود که قحطی جنگ جهانی اول و فقر عصر سوسیالیسم را به یاد آوردند ، پوتین را به عنوان مسیح تقدیس می کردند.

به عنوان پدر ملت در قرن 5 ، او دوره سعادت را ایجاد کرده بود که هرگز ملت روسیه را مانند آن به یاد نمی آورد و پس از آن.

پوتین ، اگرچه او منبع نفت و گاز بود ، اما برای او کافی نبود ، زیرا او مانند همه دیکتاتورهای تاریخ ، سود دیگری را در سود خود داشت و فقط به یک هدف فکر می کرد: احیای عظمت تاریخی امپراتوری روسیه شخص او روی قدرت خود نشسته بود. این است! برای پوتین ، اقتصاد و منابع غنی کشور ، مردم روسیه و خلاصه همه چیز ، فقط ابزاری برای ارتقاء تخیل مالیخولیایی بود که وی در میهن خود داشت و این عظمت به جز جنگ و جنگ قابل دستیابی نیست توسعه قدرت نظامی. پوتین از دوران جوانی در مدرسه ماکیاول بزرگ شده است و شاگرد پلی واقعی سیاست تعادل قدرت و قدرت بود.

در این میان ، آنچه باعث خشم پوتین شد ، تمایل غیرقابل توقف کشورهای شوروی تازه مستقل برای پیوستن به نهادهای فراملی غربی مانند اتحادیه اروپا و ناتو. این سخنان مبنی بر اینکه میخائیل ساکاشویلی (آن زمان رئیس جورجیا) و پترو پرشنکو (رئیس جمهور آن زمان اوکراین) در مورد پیوستن به کشورهای خود به اتحادیه اروپا و ناتو کابوس های پوتین می گفتند. وی ابتدا در طول یک سری از جنگهای نظامی در سال 6 جورجیا را شکست داد و منطقه آبخازیا را به دست گرفت و سپس شبه جزیره کریمه را به اوکراین آورد ، اما با وجود تقسیم ارضی این کشورها ، هر کس در غرب هنوز غرب است. این نباید تزار عصبانی را ببیند و حساب نکند! او می خواست برای جلوگیری از گسترش ناتو و اتحادیه اروپا ، ضمانت های امنیتی و سیاسی شدیدی را متوقف کند ، اما در آن حلقه خاص ، رفتار رهبران غربی خودشیفتگی نبود.

برعکس ، در پاریس تمام چشم ها و توجه به دنبال رهبر لیبرال بالا. باراک اوباما بود. رهبران اروپایی با اوباما برای لرزیدن و خوشحال کردن صف آرایی کردند و منتظر بودند تا آمریکایی ها به دنبال دلبستگی شبه جزیره کریمه به روسیه باشند! اروپا از ترس از پیشرفت پوتین کاملاً در آغوش پوتین خزنده بود و همه منتظر بودند ببینند که اوباما چگونه وجود دارد!

در آن حلقه ، اوباما نه تنها پوتین را نادیده گرفت و او را نادیده گرفت ، بلکه زخمی را نیز در قلب او وارد کرد. وی در سخنرانی بحث برانگیز خود ، عمداً روسیه را صرفاً “قدرت منطقه ای” خواند كه امنیت شمال شرقی اروپا را در معرض خطر قرار داد! این بدان معناست که اوباما ، پوتین و سرزمین مقدس آن روسیه را مطابق با قدرت دوم و سه و سه -مانند مجارستان و لهستان قرار داده بودند! خون در رگهای تزار جوشانده شد ، او اکنون به دنبال راهی بود تا نشان دهد که روسیه فقط تهدیدی برای اندامهای غربی اوکراین نیست ، بلکه می تواند فراتر از آن باشد. زمان آن بود که تیغ زخمی شود و پوتین به کین ماز می رفت تا شعله زیر بحران اوکراین داغ شود.

تزار دندانهای خود را نشان می دهد!

پوتین همیشه نسبت به دموکرات های آمریکایی مانند جو بایدن ، بیل کلینتون و هیلاری کلینتون دیدگاه بدی داشت ، اما باراک اوباما به طور خاص همه چیز را که از آن متنفر بود داشت: به عنوان یک رنگ لیبرال ، طرفدار همه اقلیت ها. این نژادپرستانه ، قومی و جنسیتی بود ، از آزادی LGBT ، حامی جنبش رادیکال زنان اوکراینی به نام فامان (که حتی خود را در مقابل پوتین چاقو زد) حمایت کرد و به جهانی گرایی نفوذ کرد. نهادهای لیبرال غربی مانند اتحادیه اروپا و ناتو در زیر دیوارهای همسایگان مسکو قرار داشتند و از همه مهمتر ، غرور خودشیفتگی خودشیفتگی کرملین در مقابل چشمان اروپایی ها ، حرکت اوباما برای پوتین هیچ معنایی جز دعوت به دعوت به آن نداشت دوئل

7 ژوئیه ، تقریباً یک ماه پس از پایان جشن متفقین در پاریس ، در یک روز گرم و آفتابی تابستان ، هواپیمایی هواپیمایی مالزی بوئینگ به کوالالامپور سفر کرد. هلندی ها ، 2 آمریکایی ، استرالیا ، انگلیسی و سایر شهروندان عمدتاً در هواپیما از کشورهای مختلف غربی بودند. ویژگی هایی که پرواز را به طعمه جذاب برای زخمی تزار تبدیل کرده است.

هنگامی که هواپیمای MH3 به شرق اوکراین رسید ، ناگهان هدف قرار گرفت و سرنگون شد. هر چهار مسافر کشته شدند! فقط چند دقیقه پس از سرنگونی هواپیما و هنگامی که رسانه های بین المللی هنوز از این فاجعه آگاه نبودند ، رئیس دفتر اوباما در کاخ سفید به رئیس جمهور اطلاع داد که پوتین می خواهد از طریق تلفن با او صحبت کند. پوتین از پشت خط گفت که قصد دارد در مورد یک بحران جدی بین المللی صحبت کند ، اما قبل از آن ، اوباما خواست تا تلویزیون دفتر خود را روشن کند …

کمیته یاب حقیقت بین المللی سال 4 تحقیقات گسترده خود را اعلام کرد: این هواپیما توسط صدها ترک از انفجار موشک در چند متری کابین خلبان ، موشک زمین به هوا BUK (SA-1) مورد اصابت گلوله قرار گرفت (SA-1) بشر این متعلق به پنجاه و پنجه واحد موشک های ضد هوایی ارتش روسیه است!

نکته عجیب این بود که اوباما پیام پشت آن را دریافت نکرد (یا فرصتی نداشت ، زیرا او یک سال و نیم بعد ترامپ را ترک کرد) ، وی سیاست تحقیرآمیز انزوا و حداکثر فشار علیه پوتین و بایدن را در همان مسیر ادامه داد. ، سیاستی که باعث عصبی تر و خونریزی پوتین شد. ترامپ اکنون در تلاش است تا راهی متفاوت به دست آورد ، او یک بازیگر باهوش است و نشان داده است که او نیازهای روانی شخصیت خود را درک می کند ، مسیری که حداقل تا کنون آن را حفظ کرده است ، اگرچه شما باید کمی کار را ببینید تا ببینید نتیجه بیشتر صبر کنید

تبلیغات بنری

منبع : پایگاه خبری fararu

دیدگاهتان را بنویسید