به عصر هیولاها خوش آمدید!
اثاثهMenoush Shafiq ، استاد سابق دانشگاه کلمبیا و دانشکده اقتصاد لندن.
به گفته فرارو به نقل از کنسرت اتحادیه ؛ “دنیای قدیم می میرد و دنیای جدید متولد می شود. اکنون زمان آن رسیده است که هیولاها.” این جمله معروف ، که اغلب به آنتونیو گرامشی نسبت داده می شود ، در جهان فعلی بسیار ملموس به نظر می رسد. در شرایط فعلی ، نظم بین المللی که قرن گذشته را تعریف کرده است ، دستخوش تغییرات جدی شده است.
این دستور تحت تأثیر دو رویداد مهم ، شکل و نماد آن قرار گرفته است. اول ، پس از سال 2 ، ما شاهد شکل گیری سیستم بین المللی فعلی جهان بودیم. این دستور بین المللی از طریق تأسیس سازمان ملل و موسسات برتون وودز امکان پذیر بود. رویداد دوم به سال 2 باز می گردد ، که در آن شاهد فروپاشی دیوار برلین بودیم و پیروزی غرب به شکل یک جنگ سرد اعلام شد.
از آن زمان ، ما در دنیای انحصاری زندگی کرده ایم که ویژگی برجسته آن سطح بالایی از ادغام بین المللی است. قوانین و هنجارهایی که روابط اقتصادی بین المللی را شکل داده ، تحت ضمانت های امنیتی ایالات متحده بوده و ریشه در این عقیده دارند که همگرایی اقتصادی و وابستگی متقابل می تواند بر رقابت ژئوپلیتیکی غلبه کند و رشد و سعادت را به همراه آورد.
جهان امروز بسیار متفاوت است. ما اکنون با دنیای چند منظوره هستیم که نظم جهانی قدیمی مانند چین ، روسیه ، هند ، ترکیه ، برزیل ، آفریقای جنوبی و کشورهای خلیج فارس را به چالش می کشد. البته طیف وسیعی از بازیگران دیگر که می خواهند یک نظم جهانی جدید ایجاد کنند و البته صدای بلندتر در قالب معادلات بین المللی نیز دارند.
در عین حال ، اعتقاد به ارزش های جهانی و ایده جامعه بین المللی نیز بسیار کاهش یافته است. در همین راستا ، برخی به طور خاص به ریاکاری کشورهای ثروتمند در میان همه گیر کرونا ، که در حال انتقال واکسن ها بود ، اشاره می کنند. در عین حال ، واکنش به جنگ اوکراین و البته نحوه حمایت غیرنظامیان از جنگ های غزه ، سودان و بسیاری دیگر از کشورهای جهان نیز مورد انتقاد قرار گرفته است.
مقام رئیس جمهور آمریكا دونالد ترامپ ، كه آمریكا را تهدید كرده است از ضمانت های امنیتی كه به اروپا ، ژاپن و سایر كشورها و نهادها ارائه داده است ، بدتر می كند و در عوض جنگ های تجاری گسترده ای را برای دوستان و دوستان خود قرار می دهد. دشمنان آمریکا به طور یکسان تحمیل می کنند. چه اتفاقی می افتد که ضامن بقای یک نظم بین المللی در پشت تعهدات خود قرار می گیرد؟
ما ممکن است به دنیایی برویم که در آن نیرو جای قوانین و هنجارها را به خود اختصاص دهد. دنیایی که نوید شرایط بسیار دشوار را برای کشورهای کوچکتر می دهد. در عین حال ، می توان دنیایی را با بلوک های بزرگ منطقه ای مشاهده کرد که در آن ایالات متحده نیمکره جغرافیایی محیطی خود را فتح می کند ، و چین شرق آسیا را کنترل می کند. روسیه همچنین کنترل خود را بر سرزمین های اتحاد جماهیر شوروی سابق در این نظم جهانی جدید بازیابی می کند. از دیدگاه ایده آل ، همچنین ممکن است که ما به سمت یک دستور جهانی مبتنی بر نظم جهانی حرکت کنیم که صریحاً واقعیت های دنیای چند جانبه را به نمایش می گذارد.
ما باید درک کنیم که چرا نظم قدیمی دنیای قدیم شکست خورده است. برای کشورهای در حال توسعه ، سیستم بین المللی نتوانست وزن و صدای خود را به آنها بدهد. نه در سازمان ملل و نه در سیستم برتون وودز ، این کشورها خیلی زیاد نیستند. در اقتصادهای پیشرفته ، یکی از مؤلفه ها نادیده گرفته شده است ، عدم موفقیت قراردادهای اجتماعی در سطح ملی سازگاری با تحولات مختلف در اقتصاد جهانی است.
قراردادهای اجتماعی (قوانین ، هنجارها ، حقوق و الزامات تضمین کننده انسجام ملی و ثبات سیاسی) همه نحوه سازماندهی خانواده ها تا زمانی که باید به چالش هایی مانند بیکاری ، بیماری و پیری رسیدگی شود. عدم موفقیت این ترتیبات در تأمین رشد اقتصادی و سعادت ، امنیت و ایجاد هویت مشترک ، به ویژه در اقتصادهای پیشرفته ، حاد و نیرومند است. کشورهایی که زمانی معماران و نگهبانان نظم قدیمی بودند.
تغییر نسلی در انتظارات
تحولات اجتماعی داخلی از دو طریق بر نظم بین المللی تأثیر دارد. اول ، در یک دنیای ملموس ، مسائل داخلی و خارجی اغلب در یک تن دو روح در نظر گرفته می شوند. بازارهای کار تحت تأثیر تحولات اقتصادی جهانی است و روندهای اجتماعی و فرهنگی از طریق رسانه های جمعی بر کشورهای مختلف تأثیر می گذارد. در عین حال ، سیاست های یک کشور تأثیر روشنی بر سایر کشورها دارد.
نکته دوم این است که رویکرد مردم به قرارداد اجتماعی در خانه بر برداشت آنها از موضوعات بین المللی تأثیر می گذارد. هنگامی که مردم از نظر اقتصادی خوب هستند و خود را مرفه می دانند ، به احتمال زیاد از اقتصادها و جوامع باز حمایت می کنند و با هموطنان و دیگران در سراسر جهان رفتار می کنند.
در مقابل ، کشورهایی که نظم جهانی را ساخته اند و بیشترین مزایا را به دست آورده اند ، اکنون از قرارداد اجتماعی خود و البته واکنش های داخلی به جهانی سازی و همکاری های بین المللی رنج می برند. درک این پویایی اغلب برای اقتصاددانان دشوار است ، زیرا علم اقتصادی ریشه در ایده های مثبت دارد. به عنوان مثال ، اقتصاد می گوید که کشورها از تجارت یا رقابت برای مصرف کنندگان سود می برند و سیاست های مربوط به افزایش بهره وری می تواند وضعیت جوامع را بهبود بخشد.
اقتصاددانان با تفکر مبتنی بر بازی کمتری با مبلغ صفر دارند. ایده ای که برنده معتقد است یک طرف با قیمت دیگری است. این رویکرد پاشنه سیاست آشیل در سالهای اخیر بوده است و به دنبال جذب حمایت سیاسی برای سیاست های اقتصادی بوده است.
لازم به ذکر است که انسانهایی که در رشد اقتصادی ضعیف و بسیج اجتماعی محدود می شوند ، البته بیشتر مستعد رویکردهای مبتنی بر بازی به صفر هستند. با توجه به اینکه اقتصادهای پیشرفته در حال ثبت هستند و بسیج اجتماعی آنها کاهش یافته است ، حمایت از سیاست های مبتنی بر بازی با مبالغ صفر در این کشورها افزایش یافته است و این منجر به ظهور رهبرانی شده است که قول حمایت از مردم ما در مردم خود را می دهند. آنها برابر با تهدیدهای خارجی هستند.
براساس مطالعه ای که توسط اقتصاددانان در دانشگاه هاروارد و دانشکده اقتصادی لندن انجام شده است ، ریشه ها و پیامدهای روشنفکران مبتنی بر بازی بر اساس مبالغ صفر در چهار نسل ایالات متحده مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته های این مطالعه حاکی از آن است که ذهنیت مبتنی بر بازی با نتیجه صفر به شدت رویکردهایی مانند شیوه های نژادپرستانه یا موضوعات تبعیض جنسیتی و همچنین اتخاذ سیاست های محدود کننده مهاجرت را تجویز کرده است. این باعث می شود هیولا در مورد ظهور هیولا صحبت کند.
