آیا کشورهای عربی از سیاستهای ترامپ حمایت خواهند کرد؟
سربالایی نصرین مالکستون نویس روزنامه گاردین
به گزارش روزنامه گاردین ، فرارو گزارش داد کشورهای عربی در موقعیتی پیچیده قرار دارند. هفته گذشته ، در یک کنفرانس کاخ سفید ، هنگامی که خبرنگاران از پادشاه اردن عبدالله دوم در مورد برنامه ترامپ برای غزه سؤال کردند ، واکنش وی دوگانگی عمیقی را نشان داد. او آشکارا در تلاش بود تا حمایت ترامپ را حفظ کند ، اما در عین حال نتوانست با پیشنهادهایی که می تواند منجر به تغییر جمعیت غزه شود ، همراهی کند.
از مصر تا امارات ؛ آیا کشورهای عربی قادر به مقابله با فشار ترامپ هستند؟
پس از این جلسه ، منابع امنیتی مصر ، که معمولاً اطلاعاتی را بدون هماهنگی با رئیس جمهور عبدالفتاه سزی منتشر نمی کنند. آنها اعلام کردند که SISI از سفر به واشنگتن امتناع می ورزد تا اینکه برنامه جابجایی جمعیت غزه رها شود. این موضع به احتمال زیاد به عنوان پاسخی برای مخاطبان داخلی مصر تعبیر می شود ، زیرا قاهره در شرایطی نیست که بتواند به راحتی با سیاست های واشنگتن مخالفت کند. با این حال ، این نشان داده است که حتی نزدیکترین متحدین ترامپ در پذیرش سیاست های وی با مشکلات جدی روبرو هستند.
پس از اعلام برنامه ترامپ برای غزه ، مقامات سعودی سفر خود را به ایالات متحده به تأخیر انداختند و از گذشته موضع متفاوتی گرفتند. پیش از 5 اکتبر ، این کشور در مسیر عادی سازی روابط با اسرائیل قدم می زد و اغلب از پاسخگویی خودداری می کرد ، اما با اعلام برنامه جدید ، موقعیت خود را تغییر می داد. هنگامی که بنیامین نتانیاهو با لحنی مسخره خاطرنشان کرد که عربستان سعودی ممکن است علاقه مند به پذیرش فلسطینی های غزه باشد ، رسانه های رسمی سعودی به شدت به او حمله کردند. علاوه بر این ، عربستان سعودی در مخالفت با این طرح بیانیه تعیین کننده ای صادر کرد و حتی در ساعات اولیه به وقت محلی برای نشان دادن جدی بودن آن بیانیه ای صادر کرد.
پنجشنبه گذشته ، رهبران کشورهای عربی سعی کردند واکنش های خود را در یک جلسه اضطراری که در عربستان سعودی برگزار شد ، هماهنگ کنند. اما دستیابی به این هارمونی بدون به خطر انداختن روابط آنها با ترامپ ، جذب افکار عمومی عرب و رعایت قوانین بین المللی بسیار دشوار بود. وی در پاسخ به این سؤال که آیا کشورش می تواند با ترامپ در مورد غزه توافق کند ، پاسخ داد: “با رویکرد فعلی ، این بسیار دشوار است.” اگرچه این جمله می تواند موضوع را به پایان برساند ، اما او فکر کرد که جواب کمی شدید است. بنابراین ، وی تأکید کرد: “همه ما در تلاش هستیم راه حل پیدا کنیم و واقعاً گزینه دیگری برای این طرح وجود ندارد.” این اظهارات بلافاصله در رسانه های اجتماعی منتشر شد و برخی آن را به عنوان تأیید حمایت امارات متحده عربی از پاکسازی قومی تفسیر کردند. بدیهی است ، هیچ توافق مشترکی بین کشورهای عربی در مورد نحوه برخورد با برنامه ترامپ برای غزه یا حتی نحوه پاسخگویی وجود ندارد ، زیرا هر کشور علایق و اهداف متفاوتی دارد.
امید به شکل گیری دولت فلسطین از بین رفته است؟
با توجه به سرعت تحولات منطقه ای و افزایش فشار سیاسی ، کشورهای عربی بیش از هر زمان دیگری نیاز به تدوین یک سیاست مشترک و هماهنگ برای مواجهه با چالش های فزاینده دارند. روز یکشنبه ، مارکو روبیو سفر خود را به اسرائیل و خاورمیانه آغاز کرد. این سفر به بیمارستان تبدیل شده است تا به موضوعاتی بپردازد که برخی در ایالات متحده ممکن است بخواهند مستقیماً در مورد آنها بحث کنند. با این حال ، تغییرات سریع در صحنه سیاسی منطقه ای نیاز به هماهنگی استراتژیک و ایجاد سیاست مشترک بین کشورهای عربی را از هر زمان دیگری ضروری تر کرده است.
چالش اساسی پیش روی کشورهای عربی یافتن راهی برای تعادل دو هدف است: حفظ روابط نزدیک با رئیس جمهور ترامپ و همزمان مخالفت آشکار با پیشنهاد وی برای غزه. این رویارویی رهبران عرب را در وضعیت حساس و دشوار قرار داده است. هر جلسه یا مکالمه با ترامپ می تواند احساسات عمومی را تحریک کند یا منجر به واکنش هایی شود که منجر به نارضایتی کاخ سفید می شود. علاوه بر این ، اقدامات و تهدیدهای مداوم ترامپ برای پایان آتش بس در غزه به اضطراب افزود و اجماع نظر را در اجلاس عربی برای دستیابی به یک رویکرد واحد و تراز انجام داده است.
این تنها بخشی از یک مشکل پیچیده تر و عمیق تر است. کشورهای عربی تاکنون نتوانسته اند به یک موقعیت یکپارچه در مورد مسئله فلسطین دست یابند. پیش از 5 اکتبر ، برخی از کشورهای عربی توافق نامه های عادی سازی با اسرائیل را امضا کرده بودند و سایر کشورها در این مسیر قدم می زدند. اگرچه از ابتدا مشخص بود که تحقق این هدف هنوز در افق فاصله است ، اما امید به تشکیل یک کشور فلسطین ، حتی به صورت نمادین ، هنوز هم در میان برخی محافل زنده بود. تنها موانع فنی باقی مانده است. اما جنگ اخیر این امیدها را از دست داده است ، و رئیس جمهور ترامپ عملاً چشم انداز ایجاد یک کشور فلسطین را دفن کرده است.
کاهش کمک های ایالات متحده است. آیا مصر و اردن به بحران هستند؟
کشورهای عربی یک چالش پیچیده است: همکاری با اسرائیل و ایالات متحده در مورد مسئله فلسطین و غزه بدون به خطر انداختن تعادل سیاسی منطقه به یک کار ظریف و دشوار تبدیل شده است. مصر و اردن که مستقیماً همسایه غزه هستند ، بیشترین نتیجه را از تغییرات احتمالی در جمعیت فلسطین خواهند داشت.
این دو کشور ، که تا حد زیادی به کمک های خارجی ایالات متحده وابسته هستند ، دارای اقتصادهای شکننده و حمایت عمومی محدود هستند. کمک های مالی و نظامی ایالات متحده به این کشورها هزینه واشنگتن برای حفظ نقش خود به عنوان عوامل تعادل منطقه ای است. این نقش شامل جلوگیری از تأثیر نیروهای پروکسی ، مدیریت پناهندگان و تسهیل ترافیک نیروهای آمریکایی در منطقه است. کاهش یا قطع این کمک ها نه تنها باعث تضعیف اقتصاد مصر و اردن می شود ، بلکه توانایی نظامی و امنیتی آنها را نیز تضعیف می کند و ابزارهای لازم را برای حفظ ثبات سیاسی داخلی آنها از بین می برد.
علاوه بر این ، اجرای پروژه هایی که منجر به جابجایی اجباری فلسطین می شود ، همه کشورهای شرکت کننده را در یک درگیری تاریخی به بازیگران جدید تبدیل می کند. درگیری که چشم انداز نهایی آن هنوز دور از دسترس نیست. از دیدگاه انسانی و اخلاقی ، چنین عملی قابل قبول نیست. از نظر عملی ، این راه حل با چالش های مهمی روبرو خواهد شد.
در حال حاضر ، بیش از یک سوم از جمعیت اردن پناهنده است و میلیون ها نفر دیگر در کشورهای همسایه واقع شده اند. اگرچه این گروه ها نقش مستقیمی در فرآیندهای تصمیم گیری دولت ندارند ، اما نمی توان دیدگاه ها و احساسات آنها را نادیده گرفت. هرگونه تغییر اساسی در ترکیب جمعیتی ممکن است منجر به اعتراضات گسترده و بی ثبات کردن محیط سیاسی این کشورها شود. علاوه بر این ، چنین تحولات می تواند فرصت هایی را برای گروه های افراطی ایجاد کند که این یک تهدید جدی برای امنیت و ثبات منطقه است.
جهان عرب در مقاربت وابستگی یا مقاومت ؛ آینده نظم منطقه ای چه خواهد بود؟
دولت های عرب با یک سؤال اساسی روبرو شده اند که مستقیماً به هویت معاصر آنها اشاره دارد: هویت عرب چیست؟ آیا این مفهوم فقط مجموعه ای از کشورها با زبان مشترک و مرزهای نزدیک است که در آن رژیم های غربی حاکم هستند. رژیم هایی که برای زنده ماندن باید از ارزش های بومی خود فاصله بگیرند؟ یا هنوز می توانیم اثری از استقلال سیاسی و مسئولیت سایر کشورهای عربی در این سیستم ها را ببینیم؟
با این حال ، مسئله ماهیت هستی شناختی جهان عرب بیشتر از فشارهای عملی روزانه است. رهبران عرب به جایی رسیده اند که ترامپ نه تنها در مورد سرزمین ها و مردم خود تصمیم می گیرد ، بلکه هزینه های لازم برای حفظ وضعیت وضعیت ایالات متحده آمریکا را که دیگر توجیه نمی شود ، لازم است. پذیرش درخواست های ترامپ به معنای وابستگی کامل به یک شریک غیرقابل اعتماد است که بدون شک چالش های داخلی جدیدی خواهد داشت. از طرف دیگر ، مخالفت با ترامپ نیاز به تجدید نظر اساسی در نظم سیاسی منطقه ای دارد. عملی که حتی در مورد بسیاری از رهبران عرب فکر می کند بسیار دشوار و پرخطر به نظر می رسد. این دوگانگی رهبران را بین فرسایش و مقاومت پرهزینه به دام انداخت.
این بن بست سیاسی در حقیقت بازتابی از عملکرد ضعیف رهبران عرب در موضوع فلسطین است. موضوعی که همچنان ضعف و ناتوانی تاریخی آنها را نشان می دهد. آینده غزه دیگر نمی تواند با اجرای دیپلماتیک و اظهارات تکراری حفظ شود. برنامه ترامپ در واقع گامی به سوی فروپاشی صداقت و حاکمیت خاورمیانه است و بنابراین نیاز به واکنش جدی تر و راه حل های اساسی تر از سوی رهبران عرب دارد.
