مرور بر اساس

آیا حکمرانی شخصی ترامپ، آمریکا را به بحران اقتصادی می‌کشاند؟

تبلیغات بنری


سخت هوارد وینگ فرنگ ، گروهنویسنده

با توجه به سیاست فارن ، فارو ذکر کرد از زمان آغاز ریاست جمهوری دوم دونالد ترامپ ، دولت وی در پایان و یک اشغال بی پایان ویژگی برجسته ای بوده است. هواداران ترامپ این سرعت را نشانه موفقیت و اراده سیاسی وی می دانند. اما برای مخالفت ، سیل های مداوم رئیس جمهور ، دستورالعمل ها و ابتکارات اغلب به دنبال افراطی ترین برنامه اقتصادی و سیاسی هستند ، یک چالش اساسی را ایجاد کرده اند. هنگامی که ترامپ بر فضای خبری مسلط شد ، بلافاصله مسئله جدیدی را در دستور کار قرار می دهد و در نتیجه ، منتقدین وی همیشه عقب مانده و شگفت انگیز هستند.

ترامپ و هرج و مرج در پایگاه ؛ از پوتین تا پنتاگون

نمونه های بسیاری وجود دارد که حاکمیت سریع و آشوب آور ترامپ را توضیح می دهد: دیدار کاملاً عالی وی با رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین در آلاسکا. حمله وی به موسسه اسمیتسونین به دلیل تمرکز بر مسئله برده داری ؛ یا گسترش تدریجی نفوذ فدرال بر نیروهای پلیس در واشنگتن. آخرین مثال ، عزل آژانس اطلاعات پنتاگون است. پس از آنكه وی نسبت به عواقب حمله آمریكا به تأسیسات هسته ای ایران در ماه ژوئن تردید داشت.

همین الگوی در عرصه محلی ادامه دارد: تلاش ترامپ برای رهبری تگزاس و سایر کشورهایی که توسط جمهوری کنترل می شوند برای دستکاری رای انتخابات در زمینه رای گیری. ابزاری از دادستان عمومی در انتشار گفتگو بین تاد بلانش ، معاون دادستان سابق و وکیل ترامپ با گیلین ماکسول در پرونده جفری اپسون ، تا زمان بازرسی سابق FBI از مشاور سابق امنیت ملی جان بولتون ، دیده شد.

با این حال ، آنچه من را بیش از شکست این وقایع شگفت زده می کند مسئله دیگری است: حمله مستقیم ترامپ به پایه های سیستم اقتصادی آمریکا ، سیستمی که تقریباً هشت دهه زنده مانده است. انتظار می رفت که وی نسبت به چنین روشی واکنش خطرناکی داشته باشد. یا حداقل خواسته های واضح و تعیین کننده برای توضیح منطق این تصمیمات ، و این انتظار نه تنها توسط منتقدین مداوم ترامپ بین جناح میانه و چپ ، بلکه توسط محافظه کاران سنتی ، شرکت های بزرگ و طبقه ثروتمند نیز انجام می شد.

از پولس تا وظایف گمرکی ؛ حمله واضح ترامپ به ستون های اقتصاد آمریکا

تقریباً هر هفته ، خبرهایی وجود دارد که فاصله مشخصی از دولت ایالات متحده از آنچه آمریکایی ها به طور کلی “سرمایه داری بازار آزاد” می نامند ، نشان می دهد. این اصطلاح همیشه اغراق آمیز بوده است ، اما بدون شک یکی از ویژگی های برجسته اقتصاد سیاسی آمریکا در جنگ پس از جنگ جهانی دوم را منعکس می کند. در این دوره ، به ویژه در دولت های جمهوریخواه ، دستورالعمل ها این بود که وظیفه شرکت های خصوصی تولید ثروت محلی است و دولت باید فقط یک محیط پایدار را برای ایجاد سیاست فراهم کند. محیطی مبتنی بر نهادهای شفاف و مستقل ، نه تصمیمات فوری و سیاسی مقام اجرایی.

مبارزات انتخاباتی ترامپ علیه اقتصاد سنتی آمریکا حملات خود را به رئیس فدرال رزرو جروم پاول آغاز کرد. حمله عملی توسط نهادی که همواره به عنوان یکی از مستقل ترین ستون های سیاست اقتصادی آمریکا شناخته شده است. ترامپ به تازگی یک حزب کاملاً برای پیوستن به فدرال رزرو معرفی کرد و در تلاش است تا عضو فعلی ، لیزا کوک را رد کند و ادعا کند که وی در کلاهبرداری در وام مسکن شرکت داشته است. یک اقدام سیاسی روشن

هفته گذشته ، پس از موجی از حملات قبیله ای و فشار مستقیم ترامپ بر نرخ بهره پایین ، پاول سرانجام نشانه هایی را ارائه داد که ممکن است درخواست رئیس جمهور در اجلاس سپتامبر باشد. بازار سهام در پاسخ به مرجع هشدار داده است ، اما بسیاری از تحلیلگران هشدار داده اند که دخالت صریح ترامپ در تعیین نرخ بهره پیام منفی به سلامت اقتصاد و اعتبار آمریکا دارد.

اقدامات جدید ترامپ مهمترین اصول “سرمایه بازار آزاد” در ایالات متحده را هدف قرار داد. برجسته ترین نمونه تحمیل تعرفه های سنگین علیه گروهی از کشورها است. در سطحی که از زمان جنگ جهانی دوم ثبت نشده است. دولت ترامپ سیاست را توسعه داده است زیرا هنوز وانمود می شود که بار اصلی این تعاریف است ، نه مصرف کنندگان آمریکایی. در عین حال ، واشنگتن توضیح نداد که چگونه این بخش ها هزینه می شوند.

ترس از انتقام ، چرا در برابر سیاست های رادیکال ترامپ سکوت می کند؟

هفته گذشته ، دونالد ترامپ اعلام کرد که دولت ایالات متحده قصد دارد حدود 5 ٪ از سهام اینتل را خریداری کند. این یک روز یک صنعت پیشگام بود ، اما امروز به شدت تلاش می کند تا موقعیت خود را در رقابت جهانی حفظ کند. این تصمیم اندکی پس از یک اقدام غیرمعمول دیگر گرفته شد: ترامپ با انتقال 2 ٪ از درآمدهای استراتژیک به چین ، از دو شرکت پیشرو برای تولید تراشه ، Nvidia و AMD درخواست می کند. روشی که در ابتدا ظاهر می شود مصرف می شود ، اما اکنون رنگ سیاست دائمی است. در اوایل این ماه ، ترامپ تعرفه 5 ٪ در تراشه ها را معاف می کند ، مشروط بر اینکه این شرکت 5 میلیارد دلار در بخش تولید آمریکا سرمایه گذاری کند.

چندی پیش ، سیاستمداران جمهوریخواه ، رهبران تجارت و رسانه های محافظه کار مانند Foxnews بسیار نگران بودند که زاهران ممدانی ، سوسیالیسم دموکراتیک خود اعلام شده می تواند به شهردار ایالات متحده ، سرمایه اقتصادی ایالات متحده تبدیل شود. اما امروز ، در مقایسه با ابتکار عمل ترامپ برای تغییر ساختار اقتصاد سیاسی کشور ، پیامدهای نسبتاً نامحدود و نامحدود از نمایش های ممدیان مانند ایده حمل اتوبوس های رایگان چیزی بیش از مهم نیست.

گرت دو وینک ، خبرنگار واشنگتن پست ، گفت: “برخی از جمهوریخواهان و بیشتر لیبرال ها از اقدامات تجاری ترامپ و نسبت آن به تعهد حزب طولانی مدت جمهوریخواه به اصول بازار آزاد انتقاد کرده اند … اما در عمل ، اکثر قانونگذاران و مدیران جمهوریخواه نیز مسئول هستند.” این سکوت حتی در وال استریت واضح است: سخنرانان رسمی در بلکلک ، وانگارد و ایالت ایالتی سه سهامدار عمده در اینتل را رد کرده اند و در مورد سؤالات واشنگتن پست اظهار نظر می کنند.

یکی از دلایل سکوت محافظه کاران آمریکا در برابر تغییرات اساسی ترامپ ، بدون شک ترس از عصبانیت رهبری است که به سرعت به دنبال انتقام از منتقدین یا مخالفان است. اما یک عامل دیگر وجود دارد: بسیاری از جمهوریخواهان در قانون هنوز ترامپ هستند و مالیات های غنی را کاهش می دهند. خود مزیت اقتصادی ممکن است برای آنها کافی باشد تا از دیگر سیاست های ساختاری مخرب خود چشم پوشی کنند.

ترامپ و دولت -کاپیتالیسم مشابه

اگرچه ترامپ علامت “سوسیالیسم” را رد می کند ، برخی از تحلیلگران می دانند که وی در اقتصاد آمریکا به عنوان نمونه ای از “سرمایه داری ایالتی” دارد و این تفسیر ضروری نیست. در تاریخ ، این اصطلاح به سیستم های مختلفی اشاره دارد: از آلمان نازی تا چین امروز و حتی برخی از کشورهای مدرن اروپایی مانند فرانسه. به معنای حداقل ، سرمایه داری ایالتی نشان دهنده مشارکت استراتژیک و گسترده ای از دولت در اقتصاد و صنایع اصلی است. همراه با توسعه اولویت های واضح برای رشد آینده از طریق سیاست ها و سرمایه گذاری سازمانی و مستقیم.

صرف نظر از شعارهایی مانند “اولین آمریکا” ، منطق طولانی مدت مداخله اقتصادی ترامپ کاملاً مشخص نیست. چین به وضوح نسخه خود را از سرمایه کشور ترویج می کند. به منظور کنترل صنایع به نام آینده اقتصاد جهانی: اتومبیل های برقی ، انرژی سبز ، هوش مصنوعی و روبات ها. هنوز مشخص نیست که آیا این استراتژی به پکن پیروز خواهد شد ، به ویژه با توجه به آنچه اقتصاددانان “تخصیص سرمایه نادرست” و “ظرفیت اضافی” در صنعت پشتیبانی شده در چین می نامند.

آنچه در ابتدای دوره دوم ترامپ واضح تر است ، تمایل وی به حمایت از صنایع قدیمی به جای صنایع نوظهور است. در مذاکرات پیاپی تجاری ، ترامپ مصر برای خرید بیشتر کشورهای نفت و گاز ، محصولات کشاورزی و سلاح از ایالات متحده بود. به نظر می رسد که این بخش ها عامل اصلی اقتصاد آینده خواهند بود.

رویکرد سیاست انرژی ترامپ ممکن است واضح ترین پنجره برای درک منطقه اقتصادی وی باشد. جمعه ، در پایان هفته پر از شتاب تصمیمات ، یک مزرعه بزرگ خارجی دستور داد تا متوقف شود. پروژه ای که تقریباً به اتمام رسیده و قرار بود در ایالت های کنتاک و رودخانه Iyand برق تأمین کند. هنگامی که از رئیس آژانس حفاظت از محیط زیست ، لی زیلدن ، رئیس آژانس حفاظت از محیط زیست سؤال شد ، پاسخ وی در مصاحبه با Foxnews بود: “رئیس جمهور از باد پشتیبانی نمی کند.” این پاسخ ساده معنای عمیق تری را نشان می دهد: بخش بزرگی از سیاست اقتصادی دولت ترامپ به تجزیه و تحلیل تخصصی و ارزیابی های فنی بستگی دارد ، اما بر اساس خواسته های شخصی رئیس جمهور. چنین الگویی در سیاست یک نام آشنا دارد: “قضاوت شخصی”.

تبلیغات بنری

منبع : پایگاه خبری fararu

دیدگاهتان را بنویسید